سيد علي اكبر قرشي

74

قاموس قرآن ( فارسي )

است و يارى مردم به خدا آنست كه دين خدا را يارى كنند و رواج بدهند * ( وَلَيَنْصُرَنَّ الله مَنْ يَنْصُرُه إِنَّ الله لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ . الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّه عاقِبَةُ الأُمُورِ ) * حج : 40 و 41 . حتما حتما خدا يارى مىكند كسى را كه خدا را يارى كند خدا توانا و عزيز است ، ياران خدا كسانىاند كه اگر در زمين به آنها قدرت دهيم نماز برپا ميدارند ، زكات ميدهند ، امر بمعروف و نهى از منكر ميكنند و آخر كارها براى خدا است . پس ياران خدا را دانستيم خوشا بحالشان از اينجا معنى آيات زير روشن مىشود * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ الله ) * . . . * ( قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ الله . . . ) * صف : 14 . نصارى : نصارى نام باصطلاح پيروان حضرت عيسى عليه السلام است واحد آن نصرانى است * ( ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَلا نَصْرانِيًّا ) * آل عمران : 67 . اين لفظ يك بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است ولى « نصارى » چهارده بار ذكر شده است * ( وَقالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا . . . ) * بقره : 135 . در علت اين تسميه چند قول است ، به نظر نگارنده قويتر از همه قول ابن عباس است و مشروح آن چنين مىباشد : ناصره شهرى است در منطقهء جليل از فلسطين . چون زمان كودكى و طفوليت مسيح عليه السلام در آنجا سپرى گشته لذا بآنحضرت عيساى ناصرى ميگفتند ، در نتيجه پيروان آنحضرت را نصرانى و نصارى گفتند در اقرب الموارد گفته : نصرانى منسوب بناصره است بر غير قياس . امّا ظاهرا بعدا اين اعتبار از بين رفته و نصارى به كسانى اطلاق شده كه در دين عيسى عليه السلام بوده‌اند چنان كه در اكثر آيات قرآن دين مراد است مثل * ( وَقالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى ) * بقره : 111 . و شايد در آيهء * ( وَمِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ ) * مائده : 14 .